سیدمحمد دبیرسیاقی، نویسنده و مصحح متون کهن پارسی از شاگردان دهخدا بود که عرض عمر خود را ۱۲۰۰ ساله عنوان میکرد.
۲۹۴ مطلب
سیدمحمد دبیرسیاقی، نویسنده و مصحح متون کهن پارسی از شاگردان دهخدا بود که عرض عمر خود را ۱۲۰۰ ساله عنوان میکرد.
کارگردان مستند «من جلال آلاحمد هستم»، با نگاهی تازه به زندگی پرفرازونشیب این نویسنده معاصر، از جستوجوی خود در پیچوخم مرگ او میگوید، مرگی که شصت سال بعد، هنوز هم محل مناقشه است.
در سال ۱۷۵۷ میلادی، سندی با امضای J. Shakespeare در خانه خانوادگی شکسپیر کشف شد که برای سالیان طولانی به ویلیام نسبت داده نمیشد، بلکه آن را متعلق به پدر او، جان، میدانستند. یک پژوهش نشان میدهد که این سند به احتمال فراوان به قلم خواهر ویلیام، جوآن، نوشته شده است.
پژوهشگر و نویسنده تاریخ یزداز دکتر عبدالحسین جلالیان، شاعر، داروساز و حافظپژوه برجسته یزدی که در شانزدهم بهمنماه ۱۴۰۴ در ۹۷ سالگی درگذشت، با عنوان «طبیب الشعراء و حکیم الظرفاء» یاد کرد؛ شخصیتی که هم در عرصه علوم پزشکی و هم در حوزه شعر و گویش یزدی آثار ماندگاری بر جای گذاشت و نامش در فرهنگ این دیار ماندگار شد.
رضا امیرخانی با توجه به اینکه تغییری در سطح هوشیاریاش به وجود نیامده و به حضور در آیسییو نیازی نداشت، به خانه منتقل شده است.
محمدعلی جمالزاده در کنار تعداد دیگری از نویسندگان تاریخ معاصر ایران، بهعنوان بنیانگذاران داستاننویسی مدرن ایران به شمار میرود. آثار زیادی از وی به جا مانده که از مهمترین آثار در حوزه ادبیات داستانی در ایران به شمار میروند.
شاید بسیارانی تصور کنند که اهمیت جهان هنری و ادبی نویسندهای مانند او را به سبب گرایشهای بیرون از آثار و تمایلات شخصیاش به مبارزان سیاسی دهههای 40 و 50 باید در بازتولید محتوای سیاسی آن روز جستوجو کرد؛ اما اگر چنین است، چرا پس از نیم قرن آثار ساعدی نه تنها هنوز تازهاند، بلکه به باور بسیارانی از نویسندگان و منتقدان جدی، هنوز به خوبی شناخته و جهانش به قدر کافی واکاوی نشده است.
کتاب «و شهرزاد دیگر سخن نگفت» با پاسخ به دو سؤال مهم درباره «هزار و یکشب»، نوشته شهرام دلشاد منتشر شد.
مرمت این بنا با توجه به اهمیت فرهنگی و تاریخی آن، همواره مورد توجه شهرداری تهران بوده است. اما اخیراً، برخی از رسانهها و افراد ادعا کردهاند که شهرداری تهران در این پروژه بیتوجهی نشان داده و مرمت خانه موزه فروغ متوقف شده است.
سیدمحمدعلی جمالزاده با تشویق محمد قزوینی برای داستان «فارسی شکر است»، نویسندگی برایش جدی شد؛ نویسندهای که انتقاد و طنز ویژگی کارش بود. او در یکی از آخرین مصاحبههایش گفته بود: «همه وحشتم این است که جایی یک داستانِ نیمهتمامِ نوشتهشده و فراموششده داشته باشم.»